ختنه پسركم
همون روزي كه ناف برديا افتاد حمومش كرديم و مامان جون وجي و زن دايي فريبا و اميد بردن ختنه كردنةبه روش حلقه كه ٥٠ تومن با بيمه شده بود دكتر خرمي دكتر اطفال و داخلي بودن كه خيلي تعريفشون رو شنيده بودم وقتي اوردنت گريه كردي و ناله زدي اونجا هم معلوم بود كه گريه كردي صورتت حسابي ورم كرده بود منم خيلي گريه كردم دلم كباب ميشد تو اشك ميريختي مامان و فريبا جون هي به من دلگرمي ميدادن فريبا جون شب پيش ما موند و مراقب شما بود دكتر براي بيضه هاي برديا هم گفت كه يكي پايين اومده و يكي ديگه به احتمال زياد قبل ٦ ماه پايين مياد انشاالله

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی






ختنه پسركم 
